تلقی از «دیگری» در اندیشه اسلامی

نویسنده

چکیده

مواجهه با «دیگری» یا «غریبه»، خمیرمایه ارتباطات میان‌فرهنگی است. تعریف انسان و جایگاه او در نظام هستی، پیامدهایی را برای زیست فردی و جمعی او دارد. مفاهیمی که در مورد انسان به کار برده می‌شود تا حدود زیادی از جهان‌بینی حاکم بر تعاریف و مفاهیم پرده بر می‌دارد. بررسی مصادیق «خود» و «دیگری» در بین دانشمندان در طول تاریخ همواره مناقشه‌انگیز بوده است. لکن امروزه به‌دلیل شرایط حاصل از توسعه تکنولوژی‌های ارتباطی و فشرده‌تر شدن تعاملات اجتماعیِ گریزناپذیر در میان مردمان نقاط مختلف جهان، توجهات زیادی را به‌خود جلب کرده است. شاید ارتباط با «دیگری» هیچ‌وقت مثل امروز اهمیت پیدا نکرده بود. به هر میزان که «دیگری» مهم شده، توجّه به «خود» هم اهمیت پیدا کرده است. به‌هر اندازه که غرب از آموزه‌های دینی فاصله گرفته به همان میزان بر توحش و سیطره‌جویی‌اش افزوده است. این امر نشان‌دهنده این واقعیت است که میان احترام به دیگری و دین‌داری رابطه‌ای مثبت وجود دارد. اکنون پرسش این است که: آیا می‌توان با استمداد از آموزه‌های اسلامی، تعریف واقع‌بینانه-تری از «دیگری» ارائه کرد به‌گونه‌ای که تعاملات انسانی را در جهان تسهیل کند؟ و مبتنی بر این، می‌توان سؤال کرد که زمینه‌های انسانی و غیرانسانی نادیده گرفتن تعمدی و ناآگاهانه «دیگری» در جهان معاصر چیست؟پژوهش حاضر بر آن است تا از نگاه مطالعات میان‌فرهنگی، قلمرو «غیریت» یا «دیگری»ها را مطمح نظر قرار داده و آن را از خلال تحلیل محتوای متون دینی و اندیشه‌های متفکران بزرگ مسلمان بازشناسی کند. در همین راستا از ظرفیت روشی گفتمان لاکلا و موفه در توضیح «دیگری» استفاده می-کند.

کلیدواژه‌ها